ماجراي خرداد و تير
اميد پارسانژاد
اعضاي شوراي صنفي – دانشجويي كوي دانشگاه تهران، هنگامي كه تصميم ميگرفتند در مخالفت با طرح پذيرش دانشجوي نوبت دوم در دانشگاهها بيانيه صادر كنند، تصورش را هم نميكردند با اين كار، يكي از مهمترين وقايع سال 1382 كشور را آغاز ميكنند. تصميم شوراي صنفي اين بود كه دانشجويان، روز 20 خرداد از دريافت غذاي كوي دانشگاه خودداري كنند. اما اين شيوه ابراز مخالفت كه دبير شورا، آن را «ساده و سمبوليك» خواند، در كوي دانشگاه تهران كه هميشه بستر حوادث مهم بوده است به چيزي بسيار فراتر تبديل شد.
ابتداي همان شب حدود 20 دانشجو در مقابل ساختمانهاي 19 و 20 كوي جمع شدند و با دم گرفتن سرود «يار دبستاني» در محيط كوي چرخي زدند. تعداد شركت كنندگان در اين جمع، هنگامي كه به در خروجي محوطه رسيدند به 80 نفر افزايش يافته بود. آنها به خيابان كارگر شمالي رفتند و تا تقاطع بزرگراه جلال آل احمد راهپيمايي كردند.
منظره گروه دانشجويان سرودخوان كه از خيابان كارگر ميگذشتند، يادآور صحنههاي پس از 18 تير 1378 بود. سالگرد آن حادثه نزديك بود و مقامات سياسي و امنيتي خود را براي مقابله با هر عارضهاي در آن سالگرد آماده ميكردند. اما به نظر ميرسيد كسي انتظار آغاز غائلهاي چنين زودهنگام را نداشته است. ساعتي پس از خروج جمع دانشجويان از محوطه خوابگاه، شنيدن خبرهايي از بروز ناآرامي در خيابانهاي اطراف كوي، بسياري را غافلگير كرد. صحبت از شكسته شدن شيشههاي تعدادي ساختمان دولتي و بانك بود. با وجود اينكه گروهي از معترضان شعارهاي تند سياسي سر ميداند، مأموران انتظامي كه در محل حاضر شده بودند، ميكوشيدند با آرامش و گفتگو به غائله خاتمه دهند. در اين هنگام ناگهان سروكله نيروهاي موسوم به لباسشخصيها پيدا شد. حضور آنها دردسر تازهاي براي فرماندهان انتظامي حاضر در محل بود. پليس حال ميبايست تمام كوشش خود را براي جلوگيري از بروز درگيري ميان دو طرف به كار گيرد. اما گفتگوي نيروي انتظامي با دو طرف به يك اندازه بينتيجه ماند و تا صبح چند نوبت درگيري و سنگپراني ميان دانشجويان و لباسشخصيها در گرفت. در اين درگيريها چند لباسشخصي به دست دانشجويان بازداشت شدند كه البته بعداً با وساطت تني چند از نمايندگان مجلس و مسئولان آزاد شدند.
در مورد حوادث نخستين شب ناآراميهاي خرداد 82 آنچه در ميان اظهار نظرهاي مسئولين دانشجويي و نيروي انتظامي جلب توجه ميكرد اين نكته بود كه شركت كنندگان در درگيريهاي اواخر شب و نزديكيهاي صبح، ديگر دانشجويان نبودند. هنگامي كه شب بعد هم تجمع و ناآرامي در خيابانهاي اطراف كوي دانشگاه ادامه يافت و ماجرا به خوابگاه دانشگاه شهيد بهشتي گسترش يافت، همه چشمها به سوي عوامل ديگر جلب شد. به نظر ميرسيد نخستين عامل تداوم ناآرامي، رفتار تحريك كننده گروهي از لباسشخصيها باشد، به گونهاي كه گروهي از دانشجويان علت ماندن خود را در خيابان، هراس از تكرار حمله شب 18 تير سال 1378 عنوان ميكردند. نام «لباسشخصي» هم يادگار همان حادثه بود و نخستين بار در گزارش شوراي عالي امنيت ملي، در مورد مهاجمان به كوي دانشگاه به كار رفت.
در چنين فضايي بود كه رهبر انقلاب كوشيد نگرانيهاي موجود در مورد به اشتباه افتادن جوانان مذهبي و وارد شدن آنها به يك بازي خطرناك را از ميان ببرد. هشدار وي به «جوانان متدين و حزب اللهي» اين بود كه از وارد شدن به ميدانهايي كه اغتشاشگران زمينه آن را فراهم ميكنند بپرهيزند. رهبر انقلاب در عين حال هشدار داد: «البته اگر ملت ايران بخواهد در مقابله با اغتشاشگران وارد عمل شود، مثل 23 تير 1378 عمل خواهد كرد».
اما علاوه بر رفتار تحريك كننده لباسشخصيها، عامل ديگري هم اينبار در تداوم ناآراميها دخيل بود. گزارشها نشان ميداد كه تلويزيونهاي فارسي زبان ماهوارهاي نيز تماشاگران خود را به حضور در خيابانهاي اطراف كوي دانشگاه و حمايت از معترضان تشويق ميكردند. از جمله توصيههاي اين رسانهها، استفاده از بوق اتومبيل به عنوان نشانه اعتراض بود. اين توصيه در روزهاي بعد شرايطي فراهم كرد كه ناآراميهاي تهران به طعنه «نهضت بوق» خوانده شد. شايد اين كه عدهاي از مردم آخر شب در يكي دو خيابان مركز شهر و در حالي كه نيروهاي ويژه پليس كنترل اوضاع را در دست داشتند، بوق اتومبيلهايشان را به صدا در آورند،مسئله چندان جدياي نباشد، اما احتمالهاي نگران كننده ديگري هم وجود داشت.
روز 23 خرداد، روزي بود كه بسياري از جوانان از مدتها پيش انتظارش را ميكشيدند؛ براي آن روز تداركها ديده بودند، مواد منفجره و پارچه نوشته تهيه كرده بودند، شعارهاي تازه سروده بودند و منتظر بودند تا تمامي هيجان خود را يكباره خالي كنند. اما اين جوانان نه با يك انگيزه سياسي كه براي بازي فوتبال قرمز و آبي چنين ميكردند. عصر جمعه، 23 خرداد، هفته هفتم ليگ حرفهاي فوتبال ايران برگزار ميشد و بازي بزرگ هفته، ميان تيمهاي استقلال و پرسپوليس برنامهريزي شده بود.
جوانان علاقهمند به فوتبال اهل سياست نبودند، اين درست؛ اما اولاً جوانها به هر حال تحريك پذيرند و ثانياً يك تجمع ورزشي يكصدهزار نفري ميتوانست پوشش مناسبي باشد براي كساني كه قصدهاي ديگري دارند. نگراني از احتمال بروز ناآرامي درجريان برگزاري اين مسابقه، نخست بحث لغو بازي را به ميان آورد. اما تصميم كميسيون ورزش شوراي تأمين بر انجام بازي قرار گرفت.
از سوي ديگر هاشمي رفسنجاني، امام جمعه موقت تهران عصر همان روز در خطبههاي نماز جمعه، تحليل خود را از حوادث جاري چنين بيان كرد: «آمريكاييها در ايران همواره چند نفري از فرزندان ساواكيها و درباريهاي فراري و تعدادي ضدانقلاب را دارند تا هر جا سر و صدايي بلند شد، خودشان را برسانند. چند جوان با حسن نيت در مورد خصوصي شدن دانشگاهها نگران شدند و اجتماع كردند. اما چند ضد انقلاب از نوع همان سوسولهايي كه قبلاً عنوان كردم شعار دادهاند و به مانور روي اين مسئله پرداخته شد ».
بازي استقلال – پرسپوليس تمام شد و حادثه مهمي در ميان تماشاچيان روي نداد، جز آنكه پس از پايان بازي در بعضي خيابانهاي اطراف استاديوم درگيريهايي اتفاق افتاد كه بيسابقه نبود. تجمع هواداران فوتبال كه در شيراز و اصفهان به خيابان آمده بودند اما، با پيوستن گروه ديگري كه به نظر ميرسيد توسط تلويزيونهاي ماهوارهاي هدايت ميشدند رنگ ديگري گرفت. ميان نيروي انتظامي و جمعيتي كه به سوي بانكها و چراغهاي راهنمايي سنگ پرتاب ميكردند درگيريهاي پراكندهاي رخ داد و تعدادي بازداشت شدند. در كوي دانشگاه تهران نيز حوادث جمعه شب با شبهاي قبل تفاوت داشت. گزارشها از وقوع حمله به ساختمانهاي داخل كوي دانشگاه حكايت داشت، درگيريهايي ميان معترضان و لباسشخصيها بوجود آمد كه تعدادي زخمي برجا گذاشت و حملهاي نيز عليه خوابگاه دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در طرشت گزارش شد.
شنبه شب با رفتار مدبرانه نيروي انتظامي و انعطاف دانشجويان، تهران تا حدودي آرام گرفت. هرچند رفت و آمد در خيابانهاي اطراف كوي دانشگاه در ساعات پاياني شب و اوايل بامداد كاملاً غير طبيعي بود و بعضي لباسشخصيها با اتومبيلهايي كه براي اعلام نارضايتي خود بوق ميزدند، برخورد ميكردند. راديو ايران از بازداشت گروهي خبر داد كه آنها را «ارازل و اوباش» ميخواند و به اتهام حمله عليه خوابگاههاي دانشجويان دستگير شده بودند. گروهي از دانشجويان معترض نيز بازداشت شده بودند كه دولت آمريكا با صدور بيانيهاي دستگيري آنان را محكوم كرد. خبرهاي ديگر از بازداشت تعدادي از فعالان سياسي ملي – مذهبي حكايت داشت. هدي صابر، رضا عليجاني و تقي رحماني دستگير شده بودند و روزنامه كيهان دليل دستگيري آنها را تدوين «برنامههايي براي گسترش اغتشاشات» عنوان كرد. همين روزنامه دو روز بعد گفتگويي با تعدادي از بازداشت شدگان منتشر كرد كه در آن نقش برنامههاي ماهوارهاي در دامن زدن به ناآراميها دوباره مورد تأكيد قرار ميگرفت.
ناآراميها در روزهاي بعد با هدايت همان رسانهها به شرق تهران كشيده شد و چند شبي هم در تهرانپارس يا ميدان سپاه ادامه يافت. مقامات رسمي كمكم انتشار آمار دستگير شدگان را آغاز كردند؛ فرماندار اصفهان از دستگيري حدود 50 نفر خبر داد. فرماندار برخوار و ميمه گفت در شاهينشهر حدود يكصد جوان و نوجوان كه «عمدتاً توسط رسانههاي ضد انقلاب مغفول شده بودند» بازداشت شدهاند. هفتاد تن در تبريز و تعدادي هم در مشهد و بعضي شهرهاي ديگر دستگير شدند.
پايتخت، با آرام گرفتن تدريجي اوضاع وارد تيرماه شد، ماهي كه يادآور حادثه 18 تير كوي دانشگاه بود. كالين پاول، وزير امور خارجه آمريكا، روز اول تيرماه كه با بيست و دوم ژوئن مصادف بود در مورد حوادث ايران گفت: «ما اتفاقاتي را كه در داخل اين كشور ميافتد نظاره ميكنيم، تلاطمي كه در مردم به وجود آمده را ميبينيم و ناچاريم كساني را كه خواستار حق سخن گفتن هستند تشويق و حمايت كنيم». دو روز بعد توني بلر، نخست وزير بريتانيا نيز از آنچه «فعاليت دانشجويان معترض» ميخواند حمايت كرد و از مردم ايران خواست براي «به دست آوردن حداقل حقوق مدني خود و آزاديهاي مدني» كوشش كنند.
در اين ميان در اصفهان بيانيهاي منتشر شد كه ميگفت: «ما اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي اصفهان و علوم پزشكي در اعتراض به ... بازداشت گسترده دانشجويان در سراسر كشور، دستگيري فعالان سياسي و روزنامه نگاران، احضار دانشجويان توسط كميتههاي انظباطي و تهديد به اخراج دانشجويان از دانشگاهها، از تاريخ اول تيرماه 1382 دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده و تا رسيدن به خواستههايمان ... دست از اعتصاب غذا بر نخواهيم داشت».
در ميان بازداشت شدگانِ روزهاي قبل، نام محسن سازگارا و پسرش وحيد نيز به چشم ميخورد. گفته ميشد سازگارا در زندان اعتصاب غذا كرده است. سابقه بيماري قلبي او نگرانيهايي را در مورد خطرات جدي اعتصاب غذا براي سلامتش به ميان ميآورد. گروهي از اعضاي انجمنهاي اسلامي دانشجويان و شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز به تدريج بازداشت ميشدند. روز هفتم تيرماه اعلام شد چهار تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در اعتراض به بازداشت دانشجويان به مدت دو روز در مجلس متحصن ميشوند. در روزهاي منتهي به 18 تير، دانشجويان دانشگاههاي مشهد،علامه طباطبايي و شهيد رجايي نيز دست به اعتصاب غذا زدند.
18 تير نزديكتر و نزديكتر ميشد و حادثه، چون آتشي در زير خاكستر، گاهي زبانه ميكشيد. كشمكش ميان دانشجويان گرايشهاي مختلف با مسئولين دانشگاهها بر سر دريافت مجوز برگزاري مراسم سالگرد حمله به كوي دانشگاه بالا گرفت و هر حادثهاي در گوشه و كنار كشور با حساسيت بسيار مورد توجه و كنشاش بود. امتحانهاي دانشجويان تحت تأثير ناآراميهاي ده روزه آخر خرداد و پيامدهاي آن مختل شده بود.
با روشن شدن نقش تلويزيونهاي ماهوارهاي و رسانههاي خبري اينترنتي در ماجراهاي خردادماه، احتمالاً به منظور جلوگيري از تكرار آن ماجراها، جمعآوري ديشهاي دريافت امواج ماهواره، پارازيته كردن اين امواج و مسدود كردن تعدادي از سايتهاي اينترنتي در دستور كار قرار گرفت. از سوي ديگر با آرامتر شدن اوضاع كشور، موضع ايالات متحده نيز در قبال حوادث ايران اندكي تعديل شد. پاول، وزير امور خارجه آمريكا روز 12 تيرماه در يك گفتگوي راديويي گفت كشورش نبايد به طور مستقيم در اعتراضهايي كه بر عليه دولت ايران در جريان است دخالت كند. او گفت آمريكا بايد به خاطر داشته باشد كه رئيس جمهور ايران آزادانه انتخاب شده است.
در اين ميان درخواستهاي مكرر دانشجويان و نمايندگان مجلس براي روشنتر شدن وضعيت دانشجويان بازداشت شده به تشكيل هيأتي از نمايندگان مجلس انجاميد كه سرانجام و پس از مدتي كشمكش، با موافقت دادستان تهران موفق شدند در زندان با دانشجويان ديدار كنند. عدهاي از دستگيرشدگان در اين ديدار كه با حضور چند خبرنگار انجام ميشد از كارهاي خود اظهار ندامت كردند و گفتند چند نماينده مجلس و يك حزب سياسي آنها را به ايجاد آشوب فراخوانده اند.
چند روز بعد و با نزديكتر شدن 18 تير، گزارشهايي منتشر شد كه از تحويل داده شدن دانشجويان بازداشت شده به وزارت اطلاعات خبر ميداد. همچنين از كرمانشاه خبر رسيد كه همه دانشجويان بازداشت شده آزاد شدهاند. اين اقدامات خواستههاي دانشجويان معترض را تا حدودي تأمين ميكرد و بنابر اين به پايان يافتن اعتصاب آنها بسياري از آنها انجاميد.
پيشتر اعلام شده بود كوي دانشگاه تهران از ساعت 2 بعد از ظهر دوشنبه 16 تيرماه به مدت يك هفته تعطيل است. روز دوشنبه هم اعلام شد وزارت علوم و شوراي تأمين استان تهران هيچ مجوزي براي تجمع در روز هجدهم به هيچ گروهي ندادهاند. روز بعد هم نمايندگان عضو فراكسيون دانشجويي مجلس در نامهاي به انجمنهاي اسلامي دانشگاهها از آنها خواستند از برگزاري هر گونه تجمع و تحصن خودداري كنند تا مطالبات دانشجويان در فضايي آرام پيگيري شود.
سرانجام روز 18 تير فرا رسيد. گروهي در خيابانها و پاركهاي نزديك به دانشگاه تهران جمع شدند. پليس ضد شورش نيز در محل حاضر شد. درگيريهاي مختصري اتفاق افتاد و تجمعهاي پراكندهاي در ميدان انقلاب، بلوار كشاورز، خيابان كارگر، تهرانپارس، جنتآباد، پارك دانشجو و پارك لاله گزارش شد. روز بعد اعلام شد كه چند فعال دانشجويي و مطبوعاتي و 250 شركت كننده در اجتماعات غير قانوني روز 18 تير دستگير شدهاند. غائله تيرماه به پايان رسيده بود. طي چند ماهي كه در پي آمد، بسياري از بازداشت شدگان ناآراميهاي خرداد و تير آزاد شدند. عدهاي محاكمه شدند و در دادگاه و جلوي دوربينهاي تلويزيوني از اعمال خود ابراز پشيماني كردند. محسن سازگارا مدتي بعد، در حالي كه بسيار لاغر و تكيده شده بود به خانه بازگشت، هرچند اواخر سال حكم يك سال زندانش به جرم تبليغ عليه نظام صادر شد. صابر، عليخاني و رحماني هنوز در بازداشت به سر ميبرند و انتظار محاكمه را ميكشند. از محاكمه حمله كنندگان به خوابگاه طرشت هم خبري نشد.
اما كساني كه روز 18 تير امسال چشم به رسانههاي خبري دوخته بودند و اخبار را دنبال ميكردند، خبر مبهم ديگري هم ديدند كه تا چند روز بعد جزئيات و اهميتش روشن نشد. در ميان اخبار آن روز دادخواهي مردي به كميسيون اصل نود مجلس نيز بازتاب يافته بود كه ميگفت دخترش به عنوان خبرنگار در جريان ناآراميها حضور داشته و به هنگام فعاليت خبري دستگير شدهاست؛ اما 12 روز بعد او را در حالت كما در بيمارستان يافتهاند. به گفته اين مرد دخترش در آستانه مرگ قرار داشت. نام اين مرد مهدي بود و نام دخترش «زهرا كاظمي».